|
نخستين گفتمان علمي
با دو گروه دين پرستان و شكاكان:
شكاكان و زكاكان سر و ته يك كرباسان !
باربابابا ذن كاوه مي شود : كاوه با تاسيس
استاديوم علمي خود دو تيم
ورزشي اين استاديوم را به شما معرفي مي كند :
الف)تيم زيگزاگي : دين پرستاني هستند كه كاوه آنها را با نام ‹ زكاكان› به شما معرفي مي كند زكاك از ريشه تزكيه ساخته شده و در باب صيغه مبالغه شامل كساني است كه همه چيز دين و سرتاپاي كتاب آسماني را از هر گونه عيب و نقص به طور مطلق بري و منزه و پاكيزه مي دانند. كاوه اين اين تيم را به سه گروه : ۱. زكاكِ زكاك ۲. زكاكِ سكاكِ دكاك ۳.زكاكِ ركاك تقسيم مي كند. گروه نخست زكاكاني هستند كه با ايمان و اعتقادي پاك در اين تيم بازي مي كنند. گروه دوم : بر اساس منافع و جيب خود به زكاكي مي پردازند و چون دلواپس سكه هايي هستند كه از گرده دين نصيب آنان مي شود سرسخت تر از زكاكان زكاك از خود واكنش نشان مي دهند . سكاك از ريشه سكه و اسكناس گرفته شده است ودكاك ازدكه و دكان گرفته شده است. و گروه سوم اين تيم زكاكاني هستند كه در برابر تيم مقابل يعني شكاكان اقدام به توهين و فحشهاي ركيك و ضرب و جرح و نفي موجوديت تيم مقابل مي پردازند. ب) تيم شكلاتي :شك پرستاني هستند كه در برابر تيم زكاكان به پيكار مي پردازند و مدافع سرسخت كشف و ابراز نقوص و شكوك موجود در كتب آسماني هستند و به طور مطلق مدعي منشاء انساني كتاب آسماني به استناد نقوص و شكوك آن مي باشند و بدين وسيله منكر منشاء آسماني آن مي باشند كاوه تيم شكاكان را به سه گروه : ۱. شكاكان شكاك - ۲. شكاكان سكاك دكاك ۳. شكاكان ركاك تقسيم مي كند. گروه نخست مواردي را در قرآن به سهو يا به حق مغاير با اصول علمي و منطق مي يابند و در صدد يافتن پاسخ قانع كننده اي هستد و اهل يك بازي منطقي مي باشند . گروه دوم در راه منافع و جيب و دكه خود به شكاكي به حق يا ناحق مي پردازند.و از سوي حمايت كنندهاي ناشناسي تامين مي شوند. گروه سوم اين تيم ركاكاني هستند كه با توهين و شكهاي ركيك از كاه كوه مي سازند و به نفع موجوديت كامل مقدسات تيم مقابل مي پردازند. ج) داور اين بازي خشن و مرگ آور كاوه آهنگر است كه حكاك و فكاك و ذكاك و سكاك دكاك است. حكاك از آن نظر كه گل هايي را كه اين دو تيم به هم مي زنند اگر نخراشيده و نتراشيده باشد او آنها را مي خراشد و مي تراشد ( حكاك) به معناي تراشنده ) و كاوه فكاك است از آن نظر كه قضايا را باز كرده و تكنيك هاي دو تيم را مي شكافد و راهي از ميان براي بينندگان باز مي كند ( فكاك به معناي تفكيك كننده) و كاوه ذكاك است از اين نظر كه با تيز مغزي و بيدار دلي در جستجوي حقيقت به نقد بازي دو تيم مي پردازد. ( ذكاك به معناي با ذكاوت و هوشيار ) و كاوه سكاك است در آن بخش كه يافته هاي مهم و كليدي خود را كه تماشاگران و حتي دو تيم زكاك و شكاك تشنه آن هستند به آنها مي فروشد. و دكاك است چون اينجا براي خود دكه اي براي فروش انديشه هاي نابش برپا كرده است. به هر حال داور خود گاهي زكاك گاهي شكاك و هميشه حكاك و فكاك و سكاك و ذكاك و دكاك خواهد بود ولي هيچگاه ركاك نخواهد بود و نخواهد شد. زيرا ركاكت از هرسو كه باشد گفتمان نيست بلكه ترور است ! آنجا كه شكاكان با توهينهاي ركيك به مقدسات زكاكان مي تازند ترور است و در برابر نيز آنجا كه زكاكان به توهين هاي مقابل و تظاهرات و دادن شعارهاي مرگ بر .... و غيره عليه شكاكان مي پردازند نيز ترور است. زيرا همان كاري را مي كنند كه شكاكان كرده اند. يعني مانند خطاي عمدي كه بازيكنان يك تيم در برابر خطاي عمدي بازيكنان تيك مقابل انجام دهند و باز يعني اگر شكاكان به آيه هاي كتبي مقدس زكاكان حمله مي كنند اين زكاكان نيز دانسته و ندانسته به آيه هاي زنده ( يعني جانهاي انسانهاي شكاك) كه به عنوان آفريده خدا آيات مستقيم او هستند حمله مي كنند و ... شايد عده اي به سكاكي دكاكي داور خرده بگيرند ولي بايد به داور حق داد زيرا آنجا در دين عده اي امورات دين را وسيله كسب و كار خود كرده اند و از اذان گفتن و نماز خواندن پول در مي آورند و از بازگو كردن دانسته هاي تكراري خود حقوق و مستمري دريافت مي كنند ديگر نمي توان به كاوه براي اينكه يافته هاي دست اول و ناتكراري خود را مي فروشد خرده گرفت. او راهي را مي پيمايد كه پيش از او توان يا شجاعت پيمايش آن را نداشته است سكاكي دكاكي كاوه براي وا داشتن ديگران به انديشه است و مهمتر از آن گشودن راه سومي در برگزاري گفتمان دو سويه ميان شكاكان و زكاكان است ( = ذن كاوه) . پس آنجا كه شكاكان و زكاكان از بازي خود پول در مي آورند و به دكاكي مي پردازند، سكاكي دكاكي كاوه جاي سوال و پرسش ندارد داستاني را برايتان واگو مي كنم تا از خود بپرسيد آيا پيامبر اسلام خود گمان روزي را مي برد كه عده اي از پيش نمازي و از اذان گفتن مزد بگيرند ؟ و آيا پيامبر اسلام به بلال حبشي براي اذان گويي اش حقوق مي پرداخت؟ چندي پيش در اداره ارشاد كاشمر رفته بودم هنگام ظهر و نماز بود و حاجي نياز با كاركنانش ايستاده به نماز طول كشيد بيش از حد نماز مردم منتظر در صف پر نياز و غماز علت را پرسيدند رئيس ارشاد حاجي نياز كه اكنون بازنشسته است از ارشادو نماز گفت : روحاني پيشنمازمان سهو مي كند هي در نماز مي شكند نماز و هي مي آورد نياز به نماز . زيرا عجله دارد به نماز در پيشنمازي اداره اي ديگر كه هستند غرق نياز به پيشنماز و منتظر نماز. پس چون در هر اداره اي مي گيرد حقوق بابت نماز پس هي سهو مي كند در نماز و مي شكند هي نماز اي اهل غماز.......... پرسش اين است كه آيا اين پيش نماز حقوق بگير بايد نماز خودش را به طور جداگانه در خانه بخواند يا اينكه نماز خودش هم در اين پيشنمازي هاي حقوقمندانه خوانده شده محسوب مي شود و اگر اين گونه است آيا نمازي كه مومني بخواند و بابت آن پول گرفته باشد درست است يا نادرست. بحث بعدي ما در مورد نماز كارمندان است.
+ نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 11:44  توسط کاوه آهنگر
|
|