تبليغاتX
قرآن پژوهی شکَاکان در شکوک قرآن! - مستند1
 

مستند ۱:ازمنبر روستا و از کرامات شیخ ما!

داستان از آنجا آغازید که برنامه بر آن نهادند که تابستانه هر مسجد روستا

ر ا آخوندی پیشوایی نماز جماعت  کند.

شیخ پیر مسجد ما  که پیش از این ثواب پیشنمازی می ربود

کشاورز باغدار نیک نفسی است که زمانی است به کهنسالی

دچار ! تا بود منصب روحانیت ایشان را بود ولی اکنون روحانیت

جوان تیزنفسی منبر نشین تابستانه مسجد ما گشته .

چند شب گذشته او ایده ای دنیا طلبانه در گوش نماز زدگان

نواخت. گفت: "«  اگر ۵۰ نفر خیّر ماهي ۱۰۰۰ تومان روي هم

 به عنوان حق پيشنمازي بگذارند. و يكي هم پيدا شود

يك خانه يا يك زمين به عنوان خانه عالم وقف كند آنگاه

شما داراي يك عالم جواني مي شويد كه مي تواند در

مسائل ديني به شما كمك كند زيرا در حال حاضر

روحاني روستا پير است و ...» "

شبی دیگر و کرامتی دیگر: شیخ جوان مسجد ما

پس از نماز سه رکعتی شام ( مغرب) به نمازگزاران

برگفت : که خواهران و برادران نماز من شکسته است

دو رکعت آخر نماز خفتن ( عشاء) را خودتان فرادا بخوانید .

و نمازگزاران از چهاررکعت نماز دوم دو رکعت را پیشنماز

داشتند و دو رکعت دیگر نه! و شیخ جوان در تشهد رکعت دوم سلام خودش

را داد و کاروان نماززدگان را در ادامه ۴ رکعت به حال خود رهانید.

و در نیمه عبادت، نماز جماعت به نماز فرادا تبدیل شد.

و شیرازه نظام جماعت از هم پاشید. !

از آن شب تا کنون این کرامات تکرار می شود. و نماز عشا نیمی

به جماعت و نیمی به فرادا ادا می شود. گویا این وضعیت تا

ظهور ۵۰ نفر پایدار خواهد ماند .

از نماز و حدیث شتابکی بگذریم و از حجب و حياي مردم

كه در سكوت خود اين بي احكامي  را تحمل مي كردند...

تبدیل منصبی روحانی به منصبی دنیوی با پیر شدن

شیخ متقی ما شروع شد. روستا مردمانی که چون بید

بر سر ایمان خود می لرزند و مسجدی که تا دیروز پیشنمازی

در آن افتخار دنیا و آخرت بود امروز دکان و منصب دریافت

پیشپرداخت مالیات نماز!

و آنهم برای نماز شکسته یک پیشنماز!معلوم نیست تکلیف

اقتدای نمازگزاران چه می شود!یا اینکه تکلیف کسی که در

رکعت سوم نماز جماعت می رسید و می خواست به امام جماعت

اقتدا کند ، به كدام امام ؟ امامي كه نبود.به امام نشسته و در ركعت دوم

سلام داده چگونه مي شود اقتدا كرد!!؟

جالب اینجاست که پس از چند شب این پیشنماز تازه به دوران

رسیده که از دریافت وجه قطع امید کرد با همه خداحافظی کرد

و به بهانه خداحافظی و هجرت به مشهد شماره حساب بانکی

خود را اعلام کرد و در اختیار برخی از نمازگزاران گذاشت

تا پول نمازهای خوانده شده را به حسابش واریز نمایند.!

از کرامات ناگفته دیگر شیخ ما این بود که همیشه دیر می آمد

و نماز اول وقت ، اول وقت نبود !...

از كرامات ديگر برگردان كلمات در سوره هاي نماز بود. كه

مكرر كلمات گفته شده را دوباره از اول تكرار مي كرد. مثلاً:

الحمدالله رب العا .. الحمدالله رب ال... الحمدالله ربالعالمين

الرحمن الرحيم . مالك يوم ... مالك ال.. و.........

شيخ ما لكنت نداشت سبك نمازش اين بود.

 مساجد که تا دیروز سنبلی از سادگی و لطف معنویت بود اکنون تبدیل

به تجملکده ای دنیوی شده است. پیرایه های پر زرق و برق ، قالي و فرش

و سنگ و سراميك و نورپردازي ها و... از مسجد موزه اي از تجملات

ساخته است در حاليكه مسجد به عنوان خانه خدا بايستي متفاوت از خانه

اهل دنيا باشد. اكنون زمان آن فرا رسيده است كه سادگي و بي پيرايگي

را دوباره به مساجد بازگردانند. و حصير به جاي قالي و خشت به جاي

سنگ در مساجد احيا شود. نمازگزاري كه بر تكه اي كلوخ سجده مي كند

بر ديوار سنگي و كاشي چرا بايد تكيه كند؟

و حصير زيرانداز پيامبر چرا بايد جاي خود را به فرشهاي رنگارنگ

بدهد؟ نمازگزاري كه از دنيا به خانه خدا گريخته ديگر نمي بايد مظاهر

دنيا را در آنجا ببيند.مساجد كنوني هيچ فرقي با منازل و هتل هاي عمومي

ندارد. و فقط اسمي از مسجد برآن نهاده اند.

انواع نورها و لامپها و تلولو نورها بر سنگها و كاشي ها و تصاوير و

تابلوها تمركز و انزواي دروني نمازگزاران را بر هم مي زند. دنيا زدگي

در مساجد به ريش خط گرفته  و موي رنگ كرده پيشنماز يا به عباي سفيد

نوبرانه و ادكلن گرانقيمت خارجي او يا به طلب مزد نماز وي ختم نمي شود

و ابعاد عميقي دارد از جمله رسم تازه اي كه همچون مدارس از نمازگزاران

يكسره مطالبه وجه و كمك هزينه مي شود. و آنان كه ندارند از هراس و شرم

زدگي پا از مسجد مي برند. و به نماز خلوت خانه خود مي سازند.

كشاندن پاي پول به نمازخانه ها يعني فروش معنويت.

و كشاندن تجملات و رنگ و لعاب به مساجد ايجاب ميكند كه براي نگهداري

و حفظ اين تجملات دائماً از مردم مطالبه كمك هزينه و بودجه بشود. و

بدين ترتيب مساجد تبديل به كالايي گران براي مردم شده است. چنانكه

لازم مي آيد همچون قبوض آب و برق و گاز و تلفن و عوارض و

نوسازي و ماليات ، براي نمازگزاران نيز قبض نماز صادر و حتي

مهلت پرداخت و جريمه و اجرا براي وصول در نظر بگيرند.

و چه بسيارند كه از مسجد سوزي يهوديان داد وهوار مي كشند.

ولي خود با تبديل مساجد به مناصب دنيوي آتش به ريشه دين

و ايمان مي زنند و هيچ ابرويي را بالاي چشم خود نمي پذيرند.

 از سودمندي هاي طرح تجملزدايي كاوه از مساجد:

۱.احيا و رونقمندي صنعت بومي حصيربافي ايران

۲. افزايش معنويات با ظهور خشت در ديوار مساجد به جاي كاشي و سنگ

زيرا انسان رميده از دنيا با ورود به مسجد عميقاً احساس خواهد

كرد كه به محيط متفاوت پا نهاده است محيطي از جنس خودش.

"ازخاك به خاك "( در آينده اي نزديك به نخستين مسجد از اين گونه

مساجد يعني مسجد كاوه پا خواهيد نهاد. ...)

۳ . بازنگری سازمان روحانیت در گزینش اشخاص با تقوی

برای پیشنمازی نماز جماعت در مسجدها. زیرا حساب نماز

از روضه خوانی و نقل و حدیث جدا است. و نباید بر روحانیت جوان و

 تازه بدوران رسیده کنونی این امر مشتبه گردد که چون بایت روضه

خوانی و نماز و روضه قضا و یا دوره کردن قرآن بر مرده از مردم

پول و مزد دریافت می کنند پس این حق را هم دارند که برای نماز از

مردم مطالبه پول کنند! مسلماْ این حق را ندارند.

 

 

ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 12:42  توسط کاوه آهنگر  |