|
لوحي كه خود را لو مي دهد حدیث لوح فاطمه، لو دهنده ي تحريف قرآن مي شد اگر جعلي نبود: طبق شرح حال اين حديث وحي مكتوب بر محمد نازل شده بوده است. از آنجايي كه اسلاميان مدعي هستند كه قرآن تنها كتاب آسماني تحريف نشده است، پس وجود حديث لوح و وجود اين ادعا يكديگر را نقض مي كند. زيرا اگر نزول حديث لوح مكتوب كه بايد آن را وحي لوح مكتوب ناميد ، صحت داشته باشد،چون اين وحي لوح مكتوب درقرآن مكتوب كنوني نيامده است پس ناگزير بايد گفته شود كه ادعاي ناتحريفي قرآن نقض شده است. و اين آيه مفقوده مورد ادعا در حديث لوح، دليلي بر تحريف قرآن مي شد. و اگر قرآن را بعنوان كتاب آسماني تحريف نشده بدانيم،آنگاه وجود حديث لوح خودبخود نقض مي گردد. و خرد و عقل اين را تائيد مي كند كه اگر حديث لوح كه محتواي وحي مكتوب بوده است،از ارزشي استثنايي تر از وحي شفاهي برخوردار مي شده و در نتيجه مراقبت و تلاش بيشتري را براي حفظ آن توسط كاتبان و حافظان وحي مي طلبيده است.پس پرسش اين است كه اين لوح گرانبها و عجيب چه شده است و چه بر سرش آمده است و اصلا چرا يكي از امامان شيعه كه از فرزندان فاطمه بوده است مي بايست نشاني لوح و حديث آن را از جابر جويا شود. در حاليكه اين لوح در صورت وجود خارجي داشتن مي بايست به عنوان يك ميراث گرانبها نصيب فرزندان و خاندان فاطمه مي شده و به دست همان امام مي رسيده است. پس فقدان اين لوح خود نيز جاي سوال دارد و در صورت صحت وجود اين چنين لوحي، موضوع نقض امانتداري نيز مطرح مي شود... پس شكي نمي ماند كه همانگونه كه حديث لوح از پشتوانه چنداني برخوردار نيست، اصلا اين حديث جعلي و ساخت و پرداخته طرفداران پر تعصب در گيرو دار جنگهاي فرقه اي بوده است. ..
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 15:16  توسط کاوه آهنگر
|
|